خنده..خنده..خنده

سلام 18.gif

اين چند روزه دو تا اتفاق افتاد از نوع خيلی خنده دار 09.gif

يکيش اينکه دو - سه روز پيش ساعت ۵ صبح نشسته بودم پای کامپيوتر که يه دفعه پنجره ی اتاقم تکون وحشتناکی خورد 18.gif منم وحشتزده از اتاقم پريدم بيرون 18.gif و تو بغل مامان 04.gif البته نه به ريلکسی که دارم تعريف ميکنم 09.gif خلاصه اون شب (يعنی صبح من سکته کردم از ترس..به قدری وحشتناک دست و پاهام ميلرزيد که تا روز بعدش پا درد داشتم 18.gif من هی فرضيه ميساختم که اين چی ميتونه باشه و از اين حرفا 04.gif خلاصه به نتيجه نرسيديم و من کم کم بيهوش شدم از خستگی و ترس 04.gif

روز بعدش مامان زنگ زد خونه و گفت که يه مهد کودک رفته رو هوا 04.gif يعنی نشت گار باعث شده اونجا منفجر بشه و تمام شيشه های ساختمونای اطرافش شکسته و اين حرفا (البته ميگن!!)

18.gif 18.gif 

خدا رو شکر که زمان تعطيليه اونجا بوده وگرنه حادثه ی دلخراشی ميشد 04.gif

--------------------

دومين اتفاق هم مال امروز بود 18.gif

يکی از بچه های کلاسمون قبل از ورود معلم يه ..مصنوعی زده بود تو کلاس 04.gif (ببخشيد بی ادبيه!!) از اين چيزای (04.gif) بد بو  که بوی تخم مرغ گنديده ميده و بوش تا عمر داری يادت نميره 18.gif و البته بو ش انقدر غليظه که تا شايد يک ساعت از بين نميره...خلاصه معلم ادبياتمون بد جوری عصبانی شد و همه رو فرستاد تو حياط و شروع کرد به داد و بيداد 18.gif و کلی توهين کرد...ول کن ماجرا هم نبود..و هی ميگفت کی اين کار رو کرده که هيچ کس جوابشو نداد 04.gif آخر سر دوستم با رشادت تمام رفت خودشو معرفی کرد 04.gif و همه مون تو حياط و توی اون سرمای وحشتناک مونديم و نشستيم رو زمين و معلم شروع کرد به درس دادن 11.gif 18.gif

ماجرای خنده داری بود..جاتون خالی 18.gif 18.gif18.gif09.gif

/ 19 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

مریم جان خیلی زیبا ست قربانت

mehdi

سلام به وبلاگ من هم سربزن . موفق وپيروز باشی.

مسعود

خوب الان بايد بخندم؟؟؟...........شرمنده نمياد.........راستی قالب جديد مبالللللللللللللللللک.

مهرداد زیر

قهقه مردم از بس خنديدم ميم خانم خيلی با حالی

میثم

راستش شرمنده ها اما اصلاْ خندم نميياد . اما خوب اولی يه ذره با حال بود ولی حال ميداد مامانت جاخالی ميداد اون وقت ديگه جالب ميشد

شیدا

اتفاجالبی بود اما خیلی شیرین بود دل ادمو می زد خیلی هم بد سلیقه ای

بی نام و نشون

سلام بد نبود می شد تحملش کرد;)

یاس و رامین

به ما رسید وارسید خانومی ؟! یه ایندفعه رو که قرار بود فقط جواب منو بدی کلآ وبلاگتو تعطیل کردی؟!!!! اصلآ کجایی این جند وقته ؟ نمیگی دلم تنگ میشه ناناز؟ :) جوونام که نمیای.. باشه بابا نخواستیم بیا جواب همین امیر کچلو بده خوبه ؟! تو فقط بیا

مجتبي 1361

جاي من چقده تو دوتا ماجرا خالی بوده ها ،،‌کلی سوژه ميشدی ها (( نيش ))‌

پسر تنها

سلام . خوبی؟ مبارکه . قالب جدید و کلی برو بیا . مارو که یادت نرفته؟! این ورا سری بزن. فعلا بای