آرامش

دیروز توفیق اجباری دست داد و من مستقیم از سر کار رفتم خونه. خلاصه ساعت ۶.٣٠ خونه بودم. یه مقداری بدنم حالت سرماخوردگی داشت، به همین دلیل با هدایت خواهرم مستقیم رفتم توی تخت نیشخند و کم کم خوابیدم.. خب وسطش خیلی بیدار شدم اما باز زود خوابم میبرد.. نیشخند کلا مدل خواب من اینجوریه زبان خلاصه خوابیدم تا ۶ صبح امروز!!

انقدر مزه داد که حد نداشت.. خواهرمم کنارم خوابیده بود وقتی صبح پاشدم چشماشو باز کرد و گفت: سر ت نخوره به بالای تخت!‌ بغلو یه کم بعدش خوابید خنده

خلاصه آماده شدم تا بیام سر کار،‌ برادرم بیدار شد (دیشب چون زود خوابیدم ندیدمش قلب ) و دید که نشستم روی مبل و صدام در نمیادنیشخند،‌ بهم گفت چی شده؟ و گفتم یه کمی گلوم درد میکنه. گفت که برو چای بخور و آفیس هم میری هر نیم ساعت یه بار یه چای داغ بخور بذار گلوت خوب بشه.. منم طبق اوامر عمل کردم نیشخند و الان هم حالم خوب خوبه و به لطف خدا سر حال و قبراقم.

خلاصه این خواب طولانی خستگی رو از تنم در آورد و از طرفی اهمیتی که خواهر و برادرم برام قائل شدن، باعث شدن بعد از اون خواب آروم،‌ یه روز پر آرامشی داشته باشم.

خدایا بازم شکرت واسه همه ی این نعمتایی که بهم دادی . بغل

 

/ 6 نظر / 2 بازدید
زهرا

سلام عزیز جون حالت چطوره؟؟؟؟خوشحالم که حالت خوب شد.[خنده][خنده][خنده]می خواستم بگم پایان نامه فوق لیسانستو واسم نگه دار،در اینده نزدیک بهش نیاز دارم.چون هم رشته ایم دیگه [گل][گل]مرسی

اییی همین کارا رو کردن نونور شدی دیگه [نیشخند] خیلی خوبه که همیشه خواهر و برادر اینقدر محکم کنار هم باشن امیدوارم همیشه کنار هم باشید [گل]

کیوان

اسمم و یادم رفت بگم !![زبان]

فاطمه دایی

سلاااااااااااااام مریم جون [قلب][قلب][قلب]حالت خوبه؟ همه نوشته هاتو خوندم خیلی باحال بود مثل همیشه[تایید][تایید] به قاسم و مرجان جون خیلی سلام برسون.دلمون خیلی واستون تنگیده جور کنید یه سر بیاید ایرا فعلا باااااااااااااااااااااااااااااااااای [خداحافظ][خداحافظ][گل][گل][گل]

دمور

واخ واخ خوش به حالت من که برادر خواهر بزرگتر ندارم همه شون کوچکولو من باید ازشون مباظبت کنم ولی خوب اینام خیلی شیرینن تازه هر وقت احساس سرما خوردگی داشتی تا قبل از اینکه بگیری یه دونه قرص adult cold بخور زود رفع می شه

HaDeSeH

هههههههیییییییی روزگاررررر !!! خوش به حالت ...من الان یه ماهه مریضم ... اما کو کسی که انقدر به فکرم باشه[اوغ]